May 31, 2011
by verach
- ساعت 8 صبح ، روز دوشنبه ، دپارتمان زنان و زایمان....
یه سری رزیدنت کلافه و پر از استرس جمع شدن پشت در اتاق تست و نای حرف زدن هم ندارن،نشستم پیش پروفسور امین و دارم از خصوصیات سیستم فرانسوی در تونس بهره می برم ،حالا مگه ول می کنه،ویکتوریا میاد کنارم میشینه و یه کم گوش میده و بعد با یه نگاه پر از حرف ،به من میگه یا تو خیلی حالت خرابه که به این لکچر داری گوش میدی یا اون که هنوز متوجه نیست سرنوشت یه سالمون دست ایناست و رد میشه میره...
- ساعت 8:30 روز دوشنبه اتاق تست....
هر کی میشنه پای یه کامپیوتر و تست زدن شروع میشه و جالبه که جواب غلط رو همون لحظه بهت نشون میده و بیشتر از 48 غلط تو 200 تست نمی تونی بزنی یعنی باید 76 درصد درست بزنی ،سئوال های مزخرف اماری ،اعصابم رو خورد می کنه ، یکی از دخترا 49 مین غلط شو میزنه و می بینم اشکش سرازیر میشه ، از شکنجه بدتره ، خدا رو شکر رو 31 مین غلط، هستم و سئوال 200 ،به سئوال اصلا نگاه نمی کنم و یه گزینه روانتخاب می کنم میشه 32 مین غلط و از جام بلند میشم ، هنوز 5 دقیقه وقت داشتم ، 76 تا 82 درصد نمره 3 هست 82 تا 96 نمره 4 و 96 به بالا 5، پروفسور امین 38 تا غلط زده و خیلی براش سنگینه که ازش بیشتر زدم ،میگه مرحله بعد جبران می کنم ، میگم تا ببینیم....
- ساعت 11:15 دقیقه ،اتاق کنفرانس
تک به تک وارد میشیم و همون دم در یه پاکت رو به انتخاب خودمون بر می داریم، و هر کی میره رو جایی که اسممون رو روش نوشته میشینه ، پاکت رو باز می کنم 6 تا سئوال تئوری ،یه مسئله کلینیکی،یه مسئله کمک های فوری ...اول به مسائل نگاه می کنم باید تشخیص به همراه روش های تشخیصی و درمان رو بنویسیم ،سئوال سختی هست،میرم سراغ مسئله دوم بدک نیست ،شروع می کنم نت برداشتن از جوابی که باید بدم و دوباره مسئله اولی رو می خونم ،بین دو بیماری گیر کردم ،خیلی شبیه هم هستن و اگه تشخیص رو اشتباه بذاری ،اگزامنتاتور(کسی که امتحان میگیره)اصلا به بقیه جوابات گوش نمیده، یه نگاهی به اطراف می کنم ،یادتونه گفته بودم که یه پروفسور از مرکز سرطان شناسی میاد و خیلی گیر میده، نشسته منتظر که اسمها رو صدا بزنن، دعا می کنم که حداقل به این شمر نخورم که اسمم رو می خونن ،مثل همیشه از چیزی که می ترسیدم ،سرم میاد و به اون می خورم،خودممو نمی بازم میرم می شینم جلوش ، یه نگاهی به من می کنه ، می پرسه از کجا اومدم؟ کجا پزشکی رو تموم کردم؟ و همزمان داره به سئوالا نگاه می کنه ،بعد میگه خوب شروع کنیم و از 6تا سئوالا شروع می کنه ،جواب می دم و اون هر وقت یه سئوالی وسطاش می پرسه و هی از این کوچه به اون کوچه می ره ،اخرش هم دو تا سئوال ، رو وصل می کنه به سرطان و مراحل درمانی که مطمئن بودم بدون اون نمیشه و بابت هر سدوال بین 0 و 0.5 و 1 یه نمره می ذاره بعد می رسیم به دو تا مسئله ها ،از قصد دومی رو شروع می کنم و اون دوباره می پرسه ،از گوشه چشم پروفسور امین رو می بینم که با یکی از پروفسورهای بیمارستان نازایی گرم گرفته و اصولا در یه محیط پر از صلح و صفا داره جواب میده و ، پا میشه و تشکر می کنه و میره از اتاق بیرون و وقتی نگاهش به من می خوره با دست اشاره می کنه که محشر بوده امتحانش، سئوال اخر رو باید جواب بدم ،تقریبا روش تشخیص و درمان شبیه هم هست ولی تشخیص اولیه و افتراقی خیلی مهم هست و من واقعا موندم ،همه موارد تو سئوال رو بالا پایین می کنم و سراخر با یه مکث یه دقیقه ای ،جواب می دم و می بینم سری تکون میده و میگه خوب بقیه اش و من ادامه می دم و خوشحال حداقل اینبار شانسم گرفت که می بینم 0 می ذاره،انگار اب سرد ریخته باشن رو سرم ،میگم غلط بود جوابم،میگه متاسفانه اره ، از تجارب قبلی سریع استفاده می کنم و میگم من بین این و اون یکی بیماری شک داشتم، لبخندی میزنه میگه،تا به حال اینجوری ندیده بودم قصیه رو ،اره میشه اینطوری هم دید و در عین ناباوری یه 5. به اون 0 اضاف می کنه و یه کم نفس راحت می کشم ،نمره ام رو می نویسه تو برگه ای که اسم تمام رزیدنت ها روشه ، 4 و ازش تشکر می کنم مبام بیرون، امین با دست اشاره میکنه و میگه 5 ، میگم 4 قهقه میزه و میگه دیدی گفتم جبران می کنم ،بهش میگم امین ببین پاس بکنم ،برای من بسته تو حالا گیر دادی کی بیشتر میشه، یه کم تو ذوقش می خوره و میره با یکی دیگه از رزیدنت ها کل کل کنه.....
- ساعت 15:00 تو بخش زنان ...
کمی خیالم راحت هست دو تا 4 گرفتم و اگه اینجا 2 هم بگیرم، میاگنش 3 هست که یعنی قبول شدم ، یه چیزی رو یادم رفت بگم سیستم اینجا 5 نمره هست و در واقع نمره های 3و 4و 5 یعنی پاس شدن درس و 2 یعنی افتادن حالا چرا 1 و 0 هست نمی دونم ،من که اصلا ندیدم استفاده بشه ، حالا اگه کسی بین 2 و 3 یا 4و5 و یا 3و4 نمره بگیره کمسیون تشکیل می دن و با نظر جمع یه نمره رو انتخاب می کنن که بیشترین نقش رو همون تست داره ، وارد بخش میشیم و سه تا پروفسور نشستن تو اتاق معاینه و یه بیمار که تازه بستری شده رو میدن به ما و باید همونجا شرح حال و معاینه انجام بدی و تشخیص و درمان رو بنویسی و بعد نفر بعدی و بیمار جدید، خلاصه این مرحله رو خیلی دوست دارم چون دستت خیلی بازه و کسی وسط حرفت نمی افته فقط نگاه می کنن و شما انگار داری کار هر روزه تو انجام میدی ،البته هستن بعضی ها که خیلی حول می کنن و حتی نمی تونن اسپکلوم(وسیله ای که دهانه رحم رو باهاش نگاه می کنن)رو درست بذارن و دهانه رحم رو ببینن ، خلاصه این مرحله در واقع اعتماد به نفس و شیوه رفتاری و تکنیک پزشکی بیشتر نقش داره و صد البته تشخیص درست ،بیمارم یه خانوم 23 ساله بود که با لکه بینی و درد زیر شکم اومده بود و وقتی ازش شرح حال گرفتم معلوم شد که حامله هست چون به من نگفته بودن و در واقع هیچ اطلاعاتی به من نداده بودن ،حساب کتاب کردم از رو دوره و بعد معاینه و همچنین سونو پرتابل معلوم شد هفته 5 بارداری هست و براش ازمایشات لازم و درمانش رو نوشتم و اومدم بیرون البته قبلش با سر به یکی از پروفسورها که از دپتارتمان خودمون هست و زن بسیار مهربونی هست اشاره کردم که چند و اونم انگار قاط زده بود که من عرب نیستم و یا شاید عربی بلد بود ،خلاصه گفت خامص، خامص و من لبخندی زدم و اومدم بیرون ،باز سرو کله امین پیدا شد و با دست اشاره کرد 5 منم یه 5 بهش دادم یعنی مثل این فوتبالیست ها با با 5 زدم به دستش ،شاکی شد میگه منظور من اینه که 5 شدم من گفتم منم همینو می خواستم بگم و خلاصه کمی خندیدیم و رفتیم بوفه چیزی بخوریم تا نتیچه ها بیاد امین دو تا 5 داشت و یه 3 که میانگینش بین 4و 5 بود و کمسیون تشخیص می داد چند میشه منم که دو تا 4 و یه 5 داشتم دقیقا به سرنوشت اون دچار بودم و دیگه باید می موندیم و می دیدم که چه تصمیمی میگرن ، اینجا بود که اگه اون پروفسوری که کار دخترش رو درست کردم اگه بود می تونست کلی کمک کنه که اونم نبود ،خلاصه بعد بوفه رفتیم کمی گشت زدیم و هر کی رفت سی خودش(اینو با لهجه بخونید)
ساعت 10:00 صبح سه شنبه، دپارتمان زنان و زایمان...
نمره ها زده شده رو یورد و با اونکه نمره تست من بالاتر از امین بود هر دو 4 گرفتیم ، دو تا از بچه ها پاس نکردن و جالبه که اون دختره که تست رو بد زده بود پاس کرد و این شد که رسما" به سال بالاتر رفتیم....
پی نوشت:ببخشید که کمی کسل کننده بو